شنبه 19 فروردین 1391
روزدرآ: گرچه بیش از یک دهه است که پای اینترنت به ایران باز شده و تا حدودی طیف ها و اقشار مختلف مردم با آن آشنایی دارند اما آشنایی مردم بلوچ با دنیای بی انتهای مجازی با آنکه با تاخیری طولانی مدت انجام شد ولی با این وجود می توان سال نود را به بهار ژورنالیست ها و نویسندگان بلوچ در دنیای مجازی نام نهاد.
آشنایی مردم بلوچستان به دنیای مجازی اندکی دیرتر از سایر نقاط کشور صورت گرفت و شاید این آشنایی عمومی عمرش کمتر از انگشتان یک دست قد ندهد و همین آشنایی امکانی را فراهم نمود برای آنانکه نه مطبوعه ای در دسترس داشتند برای نوشتن و نه رسانه ای تصویری برای بهتر معرفی کردن و شناساندن خود ، قوم ، فرهنگ و زبان خویش و نه جایی برای نشر افکار و عقاید شخصی اما همینکه اینترنت آمد فتح البابی شد برای آنان که مهجور مانده بودند تا از لاک محدودیت بیرون بیایند و از رازهای سر به مهر دنیایی دیگر که بس بی انتهاست و جذاب ،آگاه شودند و اینگونه شد بهار نویسندگان بلوچ در فضای مجازی شکل گرفت و شکوفه های بهاری از جای جای این منطقه سر از خاک مجازی بیرون آوردند.
دوشنبه 29 اسفند 1390
روزدرآ:
بر خلاف تابستان سوزناک سیستان و بلوچستان که مسافران و علاقمندان این استان را یارای سازگاری با هوای به شدت گرم آن نیست، این استان را در فصل بهار می توان کاملاٌ بهاری و زیبا دید و در جوار دریای بی کران مکران چشم ها ستایشگر سرزمین سنگ و رنگ و چنگ می شوند که با تلاطم امواج مکرانی با نوای دلنواز چنگ مفاخران موسیقی بلوچستانی و همراه با وزش باد مونسون ایرانی بهترین ملودی و شاهکار هنری خلق می شود تا نوازشگر دلها و زدایشگر خستگی بر روح و تن میهمانان این دیار گردد.
در فصل بهار طبیعت زیبای سیستان و بلوچستان را می توان زیبا دید چرا که بهار لباسی از جنس رنگین کمان که سرشار از زندگی است را بر تن این سرزمین می نمایاند و به آن روح می بخشد تا هر آنکس قدم بر چشم مردمان این سامان نهد جزء زیبایی و مهربانی چیزی دیگر نبیند و بداند هر آنچه را که وصله هایی است ناجور از نامهربانی بر تن مردمان این مرز و بوم، به ناحق چسبانده شده و جز اتهام دیگر چیزی نیست.
یکشنبه 16 بهمن 1390

روزدرآ: در روزهایی که « طایفه» و «انتخابات» این دو واژه نامترادف بهم به گل سر سبد ادبیات بزرگان و فعالان اجتماعی و انتخاباتی مردم بلوچستان تبدیل شده و همین موضوع افراد فعال در جامعه بلوچ را بعد از مدتهای مدیدی به هم وصل نموده؛ به میان آوردن حرف از گزینه اصلح بدون گرایش به تعلقات طایفه ای بسیار سخت است.
در بلوچستان انتخابات به مثابه جنگ طایفه ها می ماند و آنچه که این رقابت ها را به سمت غیر دموکراتیک سوق می دهد همین جنگ طایفه ای است که خروجی آن همیشه جزء هیچ چیزی دیگر را به دنبال نداشته است.
این را همه افرادی که در شهرهای دور و نزدیک بلوچستان به فعالیت مشغولند و یا سابقه چنین کار را در کارنامه کاری خویش دارند به درستی واقف هستند که نمی توان به سادگی از مواضع طایفه به صرف توانمندی افراد چشم پوشی نمود.
جمعه 7 بهمن 1390
روزدرآ: روز گذشته خبری مبنی بر شکایت شهرداری ایرانشهر از تنها وبلاگ نویس فعال این شهر روی خروجی یک خبرگزاری قرار گرفت که بلافاصله پس از آن توسط چند وبلاگ و وب سایت محلی منتشر شد و بازتاب های فراوانی را حتی در خارج از شهرستان ایرانشهر و در میان بلاگرهای استان نیز در پی داشت.
خبر شکایت شهرداری ایرانشهر از«اشکان اروند» تنها وبلاگ نویس فعال در این شهرستان به مثابه آب سردی بود بر تن گرم عرصه فعال وبلاگ نویسی و اطلاع رسانی استان که فعالان این عرصه را متعجب ساخت.
بدور از هرگونه قضاوت در ماهیت مطالب انتشار یافته وبلاگ ارتباط ایرانشهر و یا درست و نادرست بودن آن، آنچه که از شهردار ایرانشهر و فراتر از آن شهر فرهنگی و جوان این شهر دور از انتظار بود این اقدام دست اندرکارن شهرداری است که کاش قبل از آن ؛به زوایای مثبت و منفی این حرکت می پرداختند و بعد گزینه شکایت در مراجع قضایی را انتخاب می نمودند.
جمعه 30 دی 1390
روزدرآ: حکایت شورای اسلامی شهر نیکشهر حکایتیست عجیب که چند سالی است نَقل هر محفل و نُقل هر مجلس شده و قصه غریب شهرداری این شهر نیز قصه پرغصه بزنگاهی است بر سر تصاحب قدرت که اگر مجال بازگو اتفاقات رخ داده پیرامون این دو فراهم یابد، می شود:«حکایت مثنوی هفتاد من کاغذ»
اگر شورای اسلامی نیکشهر را شورایی فرا استانی وشهرداری این شهر را شهرداری ویژه لقب نهیم به گزاف سخن نگفته ایم چرا که این دو نهاد هیچ وقت رنگ سکون به خود ندیده اند و طعم تلخ بی خبری.
تا صحبت از این دو نهاد مردمی نیکشهر حتی در سطح استان به میان آید اذهان عمومی را به سمت جنجال های برخواسته از دل این دو ارگان و مناقشات درونی آنها بر سر تصاحب قدرت و سهم خواهی هر یک از شوراها جهت رتق و فتق امورات وخواسته های معقول و نامعقول خویش سوق می دهد.
سه شنبه 27 دی 1390
روزدرآ: در آن بامداد ماندگار ایرانی که یک جدایی در هتلی در لس آنجلس به وقوع پیوست اشک ها و لبخند ها در بهترین اپیزود به نمایش گذاشته شد و مردم بلوچ نیز همانند سایر مردم ایران زمین اشک از گوشه چشمشان به نشانه شوق جاری شد.
نادر که از سیمین جدا شد و این جدایی فتح البابی شد برای سینمای ایران جهت پیمودن قله های پیروزی یکی پس از دیگری در جهان. اما جدا از آن مردم ایران و علاقمندان به هنر و فرهنگ این مرز و بوم خواب را مجال ندادند تا از پخش زنده مراسم جایزه جهانی «گلدن گلوب» بی نصیب نمانند حتی آن مرد مسن بلوچ نیز که از سر شوق اشک ریخته؛ می گفت: فرهادی فرهاد دلهای ایرانی شد .
شنبه 24 دی 1390

روزدرآ: می گویند که «هنرمند هر کجا رود قدر بیند و بر صدر نشیند» اما این روزها هنرمندان نه تنها قدر نمی بینند بلکه در قعر ناملایمتی ها می نشینند چرا که هنرمندان در بدترین شرایط معیشتی جان خود را از دست می دهند و سرمایه های این خطه از کشور به باد فنا می روند.
از قدم الایام گفته اند سالی که نکوست از بهارش پیداست اما بهار امسال بهاری بود که با درگذشت استاد ماشالله بامری و بعد از آن استاد غلامرسول دینارزهی به خزان موسیقی بلوچستان مبدل گشت و این سال آنطور که از بهارش پیدا بود نوید یک سال بد را برای هنرمندان این خطه می داد .
بعد از آن نیز مرگ به سراغ چند هنرمند دیگر از اهالی موسیقی بلوچستان و دست آخر «موسی بلوچ» دونلی نواز چیره دست رفت تا در یک سال خانواده و اهالی بزرگ موسیقی بلوچستان شاهد از دست دادن چهارمین عضو برجسته خانواده خود باشد و به سوگ این دونلی نواز خوش آتیه بنشینند.
چهارشنبه 14 دی 1390
روزدرآ: نه «سام رایمی» آمریکایی قصد دارد سری جدید فیلم مشهور «مرد عنکبوتی» را این بار با عنوان «زن عنکبوتی بلوچ» در بلوچستان ایران بسازد و نه « ژانگ ییمو» فیلمساز صاحب نام چینی قرار است نقش اول بدل فیلم مرد عنکبوتی را به یک زن بلوچ بسپارد؛ نه محمود دولت آبادی رمان نویس شهیر ایرانی به دنبال طرحی است در ژانری اکشن تا آخرین اثرش را با چنین مضمونی دوباره به قوم بلوچ اختصاص دهد و در ممکن ترین خیال نه یک نویسنده خلاق بلوچ به دنبال چاپ کتاب است تا تخیلات و یا آرزوهای خویش را از جامعه سنتی و بسته بلوچستان در قالب یک اثر ابتکاری و به احتمال قوی جنجال برانگیز با چنین عنوانی به رشته تحریر در بیاورد.
چنان تند و تیز دیوارهای صاف و بلند بالای شهر را با تبحر می پیماید که هرآنکس دیده و یا حتی شنیده انگشت به دهان مانده از هنر این زن. یک زن عنکبوتی از نوع بلوچ در همین آب و خاک و از همین مرز و بوم.
چهارشنبه 7 دی 1390
نیکشهر-خبرنگار روزدرآ: سومین گزینه پیشنهادی شورای اسلامی شهر نیکشهر جهت تصدی پست شهرداری به استانداری سیستان و بلوچستان پیشنهاد گردید.
با گذشت بیش از نه ماه از استعفاء شهردار نیکشهر، ابراهیم بلوچ سومین انتخاب شورای اسلامی این شهر است که به منظور تصدی پست شهرداری به استانداری پیشنهاد شد.
پس از اختلافات فراوان بین اعضای شورای نیکشهر توافقات بر سر انتخاب ابراهیم بلوچ رئیس فعلی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان ایرانشهر جهت تصدی پست شهرداری این شهر بین هر پنج عضو شورا حاصل شد.
جلسه روز گذشته شورای اسلامی این شهر به منظور تعیین شهردار جهت پیشنهاد به استانداری برای اولین بار بدور از هیچگونه اختلاف نظری بر سر انتخاب شهردار مورد نظر پایان یافت.
دوشنبه 5 دی 1390
روزدرآ: طی هفته های اخیر تهدید و هجمه های سنگینی علیه وب نویسان منتقد،معتقد،معتدل و دلسوز بلوچ توسط افرادی افراطی از همین تبار که خود را داعیه دار فرهنگ و مذهب و تمدن مردم بلوچ می پندارند به صورت فزاینده با روش کامنت دهی و ارسال نظرات شکل گرفته است.
موج حمله به وب نویسان منتقد و معتدل از طرف وب گردان ولگرد که بیشتر به شیوه ارسال نظرات اقدام می کنند درست از زمانی آغاز شد که وب نویسان به طرح مسائل مختلف فرهنگی و مذهبی به منظور رفع تحجر پرداختند و عده ای ناشناس که خود را ملبس به لباس دلسوز مردم بلوچ نموده اند تاب نقد جامعه سنتی بلوچ را نیافته و با تهمت و افترا،فحش و تهدید و هرآنچه در چنته داشته باشند از نویسندگان و دلسوزان به فرهنگ و هنر این مرز و بوم پذیرایی می نمایند.
صفحات وبلاگ :
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | ... | « 15